حالا پر پر مي زنم تا هميشه آسوده باشي
ديگه نه غروب پائيز رو تن لخت خيابون
نه به ياد تو نشستن زير قطره هاي بارون
واسه من فرقي نداره وقتي آخرش همينه
وقتي دلتنگي اين خاک توي لحظه هام مي شينه
تو ميري شايد که فردا رنگ بهتري بياره
ابر دلگير گذشته آخرش يه روز بباره
ولي من مي مونم اينجا با دلي که ديگه تنگه
مي دونم هر جا که باشم آسمون همين يه رنگه