تبليغاتX
مثـل هیـچ کس

 

 

مثـل هیـچ کس

وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن ××× معنی آوازم این بود ته بن بست داد کشیدن

           
   
  مونس من...

  قصه های بی کسی ام را من بعد با تو می گویم...

 گریه های شبا نه ام را من بعد با تو می کنم....

 افسوس های دردناکم را من بعد با تو می خورم....

 ای کاش تو هم مثل او غربت لحظه هایم را باور کنی...

 ای کاش تو هم مثل او پاکییه چشمهایم را باور کنی...

 چشمهایی که روزی مال او بود و حالا...

 بگذریم .... دارم با تو سخن می گویم...

 دارم با تو می گویم که تو هم قلب نشکنی

 دارم با تو می گویم که تو هم عهد نشکنی

 این چشمها ... این لبها ... این دستها ...

 دیگر طاقت گریستن...خیس شدن... و تنها ماندن را ندارد...

 تو را خواستم که دوباره پناهگاه شانه های لرزان و هق هق های شبانه ام باشی...

 میدانم که می فهمی...

 تو فقط یک کاغذ سفید .......یا یک فضا نیستی...

 تو شرح درد عمر منی...

 مونس اشک های  من...

 

مونس من....

 

2   به قلم ... | 

  سـفـر بخــیر...

 

 ای آدمــای رنــگارنــگ!

 

 چـقـدر می دویــد، لحظــه ای بایــستید

 

 دست را سایــبان چشمــها کـنید و به جــاده ای که طـی کرده اید بنــگرید

 

 زیــر سایــبان درخـتــان نفــسی تــازه کنــید

 

 هیــهــات که عــمــر می رود و

 

 غــصـــــــه خیــــــــــال رفـتــــــــــــن نــدارد...

 

                                           

                                      ****************

روی دست خویش جا مانده ام

بی  حضور سبز تنها مانده ام

بال های زخمی ام قوت نداشت

از صف پرواز دل جا مانده ام

تا سکوت روز مزگ بشکند

منتظر تا صبح فردا مانده ام

 

 

2   به قلم ... | 


   

This Template Designed by: Irhut Blog. All rights reserved.

   


New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ