تبليغاتX
مثـل هیـچ کس

 

 

مثـل هیـچ کس

وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن ××× معنی آوازم این بود ته بن بست داد کشیدن

           
   
  ...!
چشمهايم را بتو مسپارم
اگر فرصت كردي
از درون آنها به خودت بنگر
خواهي ديد
كلمه به كلمه نوشتهايم
تو هستي تو
تو كه هر كجاي اين سرزمين زندگي مي كني
و تو كه در غربت بياد خانه ات كوچه ات خيا بان ات چند قطره اشك در اندوه
مي ريزي
چشمهايم را بتو مي سپارم
تا بداني چقدر دوستت دارم


2   به قلم ... | 

  زندگی..
زندگی نیست به جز حرف محبت به کسی

و نه هر خار و خسی

زندگی کرده بسی

زندگی فانوسی است

لب دریای خیال آویزان

می توان آن را دید

و نه بیش

روشن است اما

به اندازه خویش

زندگی تابلوی است نیمه راه

که ز سر منزل مقصود خبر میارد

کار او هشدار است

گر مسافر رهش بیدار است

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد

دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد

زندگی زندانی است که در آن بیشتر از زندانی زندانبان دارد

زندگی دین بزرگی است که بر گردن ماست

...

 

2   به قلم ... | 

  دوباره باران..
 
یک فنجان چای داغ و
باران و
هوایی که هوایی ام کرده
انگار آسمان هم بدش نمی آید
پا به پای دلم ببارد
پاور چین پاورچین
به خاطراتت سر میزنم
دزدکی عکسهایت را میبینم
میدانم که قول داده بودم
دیگر نبض این رابطه مرده را نگیرم!
ولی دل است دیگر
زبان نمیفهمد
اصلا تقصیر آسمان است
که مرا بی قرار تو میکند
خودش میبارد و سبک میشود
من باز مثل همیشه پر از غم دوریت سنگین تر
و به اشک هایی که گوشه چشمم با دستمالی
اجازه سر ریز شدن نمیدهم...

 
2   به قلم ... | 

  فقط برو..

میخواهی بروی؟

خب برو…

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو…

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نکن

نفس های آخر است

نترس برو…

احساسم اگر نمیرد ..

بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو…

یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میکشد

طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد

برو…

فقط برو…..

 

2   به قلم ... | 

  عشق تو..

با عشق تو

بی نیازم

از هرچه که هست ...

و با عشق تو

چاره سازم

هر آنچه که نیست ...



...

 

2   به قلم ... | 

  هیچ کس آن جا نبود..

هیچ کس آن جا نبود!
آن جا نبود!
خوب دیدم، ماه هم پیدا نبود!
گوش دادم، باد هم آن جا نبود!
سایه ای یا تکیه گاهی، آن طرف ترها نبود!
آب نبود!
سراب بود!
زندگی مانند من در خواب بود!
خواب دیدم
صورتم در اینه
صورتم در اینه
اما چرا زیبا نبود؟
پیر گشتم ، پیر گشتم
نه!
دگر رویا نبود!
عشق تو زد تیشه ای بر ریشه ام

آن شبی که هیچ کس آن جا نبود!


2   به قلم ... | 

  خاطرات..

خاطراتت


رهایم نمی‌کنند


اگر نه


تنهایی


چیز بدی نیست...

...

 

2   به قلم ... | 

  تنهایی..
پشت تنهایی من که رسیدی
گوشهایت را بگیر!
اینجا سکوت ،
گوش تو را کر میکند
اما !
.........چشمهایت را باز کن
تا بتوانی لحظه لحظه ی اعدام ثانیه ها را نظاره کنی
هجوم سایه های خیال،
سرابهای بی وقفه ی عشق،
تک بوسه های سرد
و فریادهای عقیم جوانی
منظره ای به تو میدهد
که میتوانی تنهایی مرابه خوبی ترسیم کنی...

 

2   به قلم ... | 

  دل من..

 

دل من چه خردسال است


ساده مینگرد


ساده می خندد


ساده می پوشد


دل من


از تبار دیوارهای کاهگلی است...


ساده می افتد


ساده می شکند


ساده می میرد


دل من


تنها سخت می گر ید...

 

2   به قلم ... | 

  فاصله ها..

بی تو یك روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یك بیت ته قافیـــــه ها خواهم مــــــــرد

تـــــو كه رفتی همه ثانیه هـــا سایه شدنـــد

سایه در سایه آن ثانیه ها خـــواهم مــــــرد

شعله هــا بی تو ز بـــی رنگی دریــــا گفـتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گـــــم شدم در قـــدم دوری چشمان بهــــــار

بی تو یك روز در این فاصله ها خواهم مرد


2   به قلم ... | 

  چشم تو..

من به درماندگی صخره و سنگ

من به آوارگی ابر و نسیم

من به سرگشتگی آهوی دشت

من به تنهایی خود می مانم

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

گیسوان تو به یادم می آید

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

شعر چشمان تو را می خوانم

چشم تو چشمه شوق

چشم تو ، ژرف ترین راز وجود

برگ بید است که با زمزمه جاری باد

تن به وارستن عمر ابدی می سپرد

تو تماشا کن

که بهاری دیگر

پاورچین پاورچین

از دل تاریکی میگذرد

و تو در خوابی

و پرستو ها خوابند

و تو می اندیشی

به بهاری دیگر

و به یاری دیگر

نه بهاری

و نه یاری دیگر

- حیف

اما من و تو 

دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

از سر این بام

این صحرا

این دریا

پر خواهم زد

خواهم مرد

غم تو این غم شیرین را

با خود خواهم برد


2   به قلم ... | 

  قسم..



2   به قلم ... | 

  غروب..

شاخه ها پژمردست...

 

   سنگ ها افسردست

 

     رود می نالد...

 

  جغد می خواند

 

        غم بیاویخته با رنگ غروب

 

     می تراود ز لبم....قصه ی سرد

 

   دلم افسرده در این.... تنگ غروب


 

2   به قلم ... | 

  باران...

باران که می بارد تو می آیی           باران گل، باران نیلوفر                    
باران مهر و ماه و آئینه               باران شعر و شبنم و شبدر     


باران که می بارد تو در راهی           از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز           با ابر و آب و آسمان جاری


غم می گریزد، غصه می سوزد      شب می گدازد، سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد           تا شعر باران تو می گیرد


از لحظه های تشنه ی بیدار           تا روزهای بی تو بارانی
غم می کشد ما را و می بینی      دل می کشد ما را تو می دانی




2   به قلم ... | 

  ...



2   به قلم ... | 

  بنویس..!


بنویس خواستنم از جنس گل ابریشمه

بنویس پاكی من پاكی نوروشبنمه
همه دوست داشتنمو نقطه به نقطه بنویس
بنویس قصه زیاده ولی كاغذم كمه

بنویس نامه نویس

بنویس خواستن من شمردنی نیست بنویس
بنویس دل كه به خاك سپردنی نیست
بنویس خسته شدم اونقده خسته كه نگو
همه دلتنگی من كه گفتنی نیست بنویس

بنویس نامه نویس

بنویس وقتی تو نیستی انگار چیزی نیست
بنویس نامه نویس...

2   به قلم ... | 

  عشق تو..!

 

عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام


مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام


عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام


مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون


تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


لمس تو زیبایی، یک شب رویائیه


حس به تو رسیدن، معکوس تنهائیه


دلگیرم از نفسهات، بخند و آرومم کن


منو به جرم قلبم، برون یا محکومم کن


عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام


مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون


تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


نقش تو زیبائیه یک شب آفتابیه


تورو نفس کشیدن، انگار بی تابیه


مثل خورشید در برم، تنم رو شعله ور کن


رویای هر شبم رو با یک بوسه معتبر کن


عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام


مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون


تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


تن تو ادامه جاده خورشیده،


چشمتو رو تن لحظه پاشیده


تا تو با منی نگاهم مثله یک رویاست


با تو موندنی شدن چقده زیباست


عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام


مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون


تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون


تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون


 

2   به قلم ... | 

  آرزوي من..!

آرزوي من اينست که دو روز طولاني درکنار تو باشم فارغ از پشيماني


آرزوي من اينست يا شوي فراموشم يا که مثل غم هر شب گيرمت در آغوشم


آرزوي من اينست که تو مثل يک سايه سر پناه من باشي


لحظه تر گريه آرزوي من اينست نرم و عاشق و ساده


همسفر شوي با من در سکوت يک جاده آرزوي من اينست


هستي تو من باشم لحظه هاي هوشياري مستي تو من باشم


آرزوي من اينست تو غزال من باشي تک ستاره روشن در خيال من باشي


آرزوي من اينست در شبي پر از رويا  پيش ماه و تو باشم


لحظه اي لب دريا  آرزوي من اينست


از سفر نگويي تو تو هم آرزويي کن اوج آرزويي تو


آرزوي من اينست مثل ليلي و مجنون پيروي کنيم از عشق


اين جنون بي قانون آرزوي من اينست زير سقف اين دنيا


من براي تو باشم تو براي من تنها

 ...

 

2   به قلم ... | 

  ...!
            شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی


            تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم


            تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم


            پس از یک جستجوی نقره ایی در کوچه های آبی احساس


            تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم


            و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:


            دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی


            و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم


            تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم


            همین بود آخرین حرفت


            و من بعد از عبور تلخ و غمگینت


            حریم چشمهایم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم


            نمیدانم چرا رفتی؟


            نمیدانم چرا شاید خطا کردم


            و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی


            نمیدانم کجا؟تا کی؟برای چه؟


            ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید


            و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت


            و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد


            و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمیداشت


            تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد


            و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود


            و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد


            کسی حس کرد من بی تو تمام هستیم از دست خواهد رفت


            و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد


            کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد


            و من با آنکه میدانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد


            هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد!


            ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد


            و بعد از اینهمه طوفان و وهم و پرسش و تردید


            کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:


            تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو


            در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم


            و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید


            کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست


            و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل


            میان غصه ایی از جنس بغض کوچک یک ابر


            نمیدانم چرا؟ شاید به رسم پروانگی مان باز


            برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

 

2   به قلم ... | 

  عشق من..!

اگه دلت خواست خورشيدم باش

 اگه دلت خواست مهتابم شو

 

شبها كه خوابي آروم آروم

 اگه دلت خواست بي تابم شو

 

اگه دلت خواست آوازم باش

اگه دلت خواست آهنگم كن

 

تو كه نباشي خيلي تنهام

اگه دلت خواست دلتنگم كن

 

تو كه نباشي دلگيرم خاموش و تنها عشق من

تو كه نباشي ميمرم از دست دنيا عشق من

 

تو كه نباشي دلتنگم آه از بي كسي تنهايي

 تو كه نباشي واي از من باشد گريه ها عشق من

 

اگه دلت خواست داغم كن با هرم لبهات

 اگه دلت خواست خوابم كن با فكر فردا عشق من

 

تو كه نباشي تاريكم تنهاي تنها بي رويا

 تو كه نباشي ميسوزم با يادت اينجا عشق من

 

همين كه هستي آرومم من

 همين كه گرمه با تو دستم

 

همين كه با من هر جا هستي

 همين كه با تو هر جا هستم...

... 

 

2   به قلم ... | 


   

This Template Designed by: Irhut Blog. All rights reserved.

   


New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ